خطا در بارگذاری تصویر
جنگ برای جنوب ایران، آتشبسی نداشت. اینجا، در بنادر و شهرهای ساحلی، جنگ بیشتر از آنکه یک خبر باشد، بخشی از حافظه و زندگی روزمره است. از نخستین روزهای جنگ ایران و عراق تا حملات روزهای اخیر، نسلهایی با صدای انفجار، نگرانی از هدف قرارگرفتن زیرساختها و اضطراب مراقبت از خانواده بزرگ شدهاند. جنگ برای جنوب ایران، آتش‌بسی نداشت. اینجا، در بنادر و شهرهای ساحلی، جنگ بیشتر از آنکه یک خبر باشد، بخشی از حافظه و زندگی روزمره است. از نخستین روزهای جنگ ایران و عراق تا حملات روزهای اخیر، نسل‌هایی با صدای انفجار، نگرانی از هدف قرار‌گرفتن زیرساخت‌ها و اضطراب مراقبت از خانواده بزرگ شده‌اند. برای آدم‌هایی که در عسلویه، بوشهر، چابهار، ایرانشهر و دیگر شهرهای جنوب زندگی می‌کنند، سایه جنگ همچنان در تار‌و‌پود زندگی‌شان باقی مانده؛ در روزهایی که شهرهای دیگر به زندگی عادی بازگشته بودند، جنوب ایران محل درگیری بود. گزارش پیش‌رو، روایت همین زندگی است؛ زندگی مردمی که چهار دهه پس از آغاز جنگ ایران و عراق، بار دیگر خود را در خط مقدم ناامنی می‌بینند. آنها از بازارهای عسلویه تا خیابان‌های چابهار و محله‌های ایرانشهر، با وجود ترس و اضطراب، هر روز مغازه‌های‌شان را باز می‌کنند، سر کار می‌روند و زندگی را ادامه می‌دهند؛ نه از سر بی‌هراسی، بلکه چون انتخاب دیگری ندارند. میان همه روایت‌های این گزارش، یک جمله بیش از هر چیز تکرار می‌شود؛ جمله‌ای که شاید خلاصه تجربه جنوب از جنگ باشد: «خانه ما همین‌جاست؛ جایی برای رفتن نداریم».