انتقادات و پیشنهادات شما

نظرت رو بگو تا درستون مطابق سلیقه شما ساخته بشه ✨

شرق

خطا در بارگذاری تصویر

هرمز و پایان تفاهم؟
هرمز و پایان تفاهم؟

امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در ۲۸ خرداد، اگرچه در روزهای نخست این تصور را ایجاد کرد که دو طرف پس از هفته‌ها رویارویی نظامی، وارد مرحله‌ای از مهار بحران و مدیریت اختلافات شده‌اند و امکان حرکت تدریجی به سوی توافقی پایدار فراهم آمده است، اما روند تحولات کمتر از سه هفته بعد، این خوش‌بینی اولیه را با تردیدهای جدی مواجه کرد. ‌موسی موحد: امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در ۲۸ خرداد، اگرچه در روزهای نخست این تصور را ایجاد کرد که دو طرف پس از هفته‌ها رویارویی نظامی، وارد مرحله‌ای از مهار بحران و مدیریت اختلافات شده‌اند و امکان حرکت تدریجی به سوی توافقی پایدار فراهم آمده است، اما روند تحولات کمتر از سه هفته بعد، این خوش‌بینی اولیه را با تردیدهای جدی مواجه کرد. رخدادهای پی‌درپی از تنش‌های ۶ و ۷ تیرماه، افزایش اتهام‌زنی‌ها درباره امنیت کشتی‌رانی در تنگه هرمز، اقدامات متقابل سیاسی و اقتصادی، تداوم اختلافات درباره اجرای مفاد تفاهم و همچنین معادلات حل‌نشده در جبهه لبنان، همگی نشان دادند که بنیان‌های تفاهم به اندازه‌ای مستحکم نبوده است که بتواند در برابر نخستین بحران جدی دوام بیاورد. در نهایت نیز تحولات ۱۶، ۱۷ و ۱۸ تیرماه و ازسرگیری تبادل آتش میان تهران و واشینگتن، عملا نخستین آزمون بزرگ این تفاهم را به نقطه شکست رساند. در میان همه عوامل تنش‌زا، اختلاف بر سر نحوه مدیریت و امنیت تنگه هرمز، بیش از هر موضوع دیگری به کانون اصلی اختلافات دو طرف تبدیل شد. از نگاه تهران، مدیریت عبور‌و‌مرور کشتی‌ها بخشی از ترتیبات پذیرفته‌شده در تفاهم اولیه بود، حال آنکه واشینگتن و برخی کشورهای منطقه، حملات منتسب به ایران علیه کشتی‌های تجاری را نقض آشکار همان توافق تلقی کردند. همین برداشت‌های متعارض، زمینه فروپاشی تفاهم اولیه را فراهم آورد و زنجیره‌ای از اقدامات متقابل، از لغو مجوز تعلیق تحریم‌های فروش نفت ایران از سوی آمریکا گرفته تا دور تازه حملات نظامی، بحران را وارد مرحله‌ای جدید کرد. بر‌اساس‌این، محتمل‌ترین چشم‌انداز پیش‌رو نه بازگشت سریع به جنگی فراگیر است و نه احیای قریب‌الوقوع مسیر توافق و آنچه بیش از هر سناریوی دیگری با واقعیات میدانی انطباق دارد، تداوم وضعیت «بی‌ثباتی مدیریت‌شده» است؛ وضعیتی که در آن، دو طرف ضمن پرهیز از ورود به یک جنگ تمام‌عیار، از اهرم‌های نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی برای اعمال فشار متقابل بهره خواهند گرفت. در چنین شرایطی، دیپلماسی نیز اگرچه همچنان به‌عنوان تنها مسیر مهار بحران باقی می‌ماند، اما دست‌کم در کوتاه‌مدت، بیش از آنکه به توافقی نهایی منتهی شود، ابزاری برای کنترل دامنه تنش و جلوگیری از خروج بحران از مرزهای قابل مدیریت خواهد بود.