خطا در بارگذاری تصویر
در روزگاران قدیم، در بستر چشمه هر روستا، چوبی بر خروجی آن میبستند تا میزان آب در مسیر جوی به تعادل برسد. آنگاه که جریان آب به کندی میگرایید، بهاصطلاح از آن تحت عنوان «داغ بستن جویبار» یاد میکردند؛ یعنی آب از سرچشمه کمتر روان است یا در مسیر، به تعبیری آبدزدی انجام شده است. در روزگاران قدیم، در بستر چشمه هر روستا، چوبی بر خروجی آن می‌بستند تا میزان آب در مسیر جوی به تعادل برسد. آنگاه که جریان آب به کندی می‌گرایید، به‌اصطلاح از آن تحت عنوان «داغ بستن جویبار» یاد می‌کردند؛ یعنی آب از سرچشمه کمتر روان است یا در مسیر، به تعبیری آب‌دزدی انجام شده است. این تمثیل، به حوادث اجتماعی‌ای اشاره دارد که از ناکجاآبادِ چشمه‌ای به سوی اصلاح در گندم‌زار سیاسی روان شد و در میانه راه از شدت آن کاسته شد. در این مسیر، داغی بر کناره‌های جوی گذاشت که شوره زد و ترک برداشت. هیچ استدلالی نتواست دلیل را به ثبات برساند و هیچ پایانی در مسیر روشن و متصور نشد. ایراد از چشمه بود؟ یا خروشی که از آن به راه افتاد؟ یا مسیر رسوب‌خورده‌ای که به کویر می‌ریخت و درجا خشک می‌شد و ترک می‌برد؟ و در آن ترک‌ها، لانه‌هایی ساخته می‌شد؟ هیچ‌کدام از اینها معلوم نیست.