خطا در بارگذاری تصویر
جامعه پزشکی ایران بهعنوان یک تن واحد در جریان وقایع اجتماعی اخیر بهشدت احساس نگرانی میکند. اضطراب و هراسی که به دلایل مختلف در رگ جامعه جریان دارد، در جامعه پزشکی ابعادی وسیعتر مییابد. این گسترش به این دلیل واضح و آشکار است که جامعه پزشکی خود را مسئول حفاظت مردم، مجروحان و آسیبدیدگان میداند و به حفاظت از خود و همکارانش هم از این زاویه مینگرد. یک پزشک برای همه اینها سوگند خورده و سالهاست که با وجود ناملایمات فراوان به این کار مشغول است. جامعه پزشکی ایران به‌عنوان یک تن واحد در جریان وقایع اجتماعی اخیر به‌شدت احساس نگرانی می‌کند. اضطراب و هراسی که به دلایل مختلف در رگ جامعه جریان دارد، در جامعه پزشکی ابعادی وسیع‌تر می‌یابد. این گسترش به ‌این ‌دلیل واضح و آشکار است که جامعه پزشکی خود را مسئول حفاظت مردم، مجروحان و آسیب‌دیدگان می‌داند و به حفاظت از خود و همکارانش هم از این زاویه می‌نگرد. یک پزشک برای همه اینها سوگند خورده و سال‌هاست که با وجود ناملایمات فراوان به این کار مشغول است. هرگز نمی‌توان رعایت‌نشدن حریم مراکز درمانی، برخورد با جامعه پزشکی و نبود احساس امنیت بیماران و مصدومان در مراجعه به مراکز درمانی را به‌طور مطلق انکار کرد، اما دلایل اضطراب و هراس جامعه پزشکی و پزشکان بسیار فراتر از اینهاست. این روند به صورت رفتاری شرطی و اجتنابی درآمده است و تنگنایی وانفسا در بین دو نگاه یک‌سویه و افراطی پدید آمده که بر «کدورت اوضاع» و «پانیک عمومی» می‌افزاید. از یک سو «صداوسیما» و از یک سو «ایران‌اینترنشنال». درحالی‌که حداقل ارتباط ساده بین افراد تا همین اواخر به‌شدت محدود بود و کسی نمی‌توانست از طریق فضای مجازی با دوستان و همکاران خود هم ارتباط داشته باشد و از آنچه در مراکز ایشان می‌گذرد، خبر بگیرد، تنها با فشار یک دکمه کانال‌های متعدد بی‌روح و یکنواخت رسانه ملی و کانال‌های ماهواره‌ای خارج از کشور به‌راحتی در دسترس بودند. با محتوا و صحبت‌هایی 180 درجه متفاوت اما با روشی یکسان روح را می‌ساییدند. نهایتا در انبوهی از اخبار گوناگون نوعی بی‌خبری موج می‌زد که به شکل «تنگنا‌‌هراسی اجتماعی» درآمده بود. جامعه پزشکی از ایفای وظایف اجتماعی‌اش که بسیار فراتر از به انتظار بیمار نشستن است، بازماند. پزشکان در چنین بحرانی وظیفه داشتند در قالب تیم‌های داوطلب در کف خیابان به یاری خیل مصدومان بپردازند. پزشکان در کنار حداقل چند هزار کشته -که عدد بسیار بالایی را شامل می‌شوند- قرار گرفتند. مصدومانی از هر طرف و با هر عقیده سیاسی که قطعا یافتن و انتقال هرچه سریع‌تر ایشان باعث درمان‌هایی مؤثرتر شده و از آمار مرگ‌ومیر می‌کاست. در زمان جنگ عراق با ایران، ما در قالب شبکه‌ای منسجم و داوطلب تا خط مقدم جبهه حضور دائمی داشتیم، بیمارستان‌ها و اتاق عمل‌های صحرایی درست کردیم و تحت هدایت استادان بزرگی مانند دکتر «ایرج فاضل» از به‌روزترین روش‌های درمان مجروحان سود می‌بردیم. گاه احساس می‌کردیم تنها حضورمان بدون آنکه کار چندانی از دست‌مان برآید، روحیه رزمندگان را تقویت می‌کند. این منطق را می‌پذیرفتیم که می‌ماندیم