شرق

«قبیله علیه آزادی» را نمی‌توان صرفا دفاعیه‌ای در ستایش لیبرالیسم یا شرحی بر اندیشه چند متفکر سیاسی دانست. اهمیت کتاب در لایه‌ای عمیق‌تر شکل می‌گیرد؛ جایی که ماریو بارگاس یوسا، در بازخوانی اندیشه‌هایی که بر جهان‌بینی او اثر گذاشته‌اند، در حقیقت تاریخ دگرگونی فکری خویش را روایت می‌کند. کتاب، بیش از آنکه درباره مجموعه‌ای از نظریه‌ها باشد، درباره تجربه دشوار عبور از یقین‌هاست؛ درباره انسانی که در گذر زمان، بخشی از باورهای گذشته خود را نه‌فقط ترک می‌کند، بلکه ناگزیر می‌شود نسبت خود را با آنها دوباره تعریف کند.