تابناک

در حالی که تصاویر خدمه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از سواحل تفریحی تایلند مخابره می‌شود، افکار عمومی ایران با داغی روبه‌روست که هنوز سرد نشده است. این «مرخصی ساحلی»، برای خانواده‌های سوگوارِ دانش‌آموزانِ شهید«شجره طیبه» میناب، شهدای ناو دنا و شهدای لامرد، نه یک حقِ قانونیِ نظامی، که نمادی از بی‌عدالتیِ مطلق و دهن‌کجی به جان‌های از دست‌رفته‌ای است که در نتیجه حملاتِ آمریکا به خاک و خون کشیده شدند.حضورِ خدمه ناو آبراهام لینکلن در سواحل تفریحی تایلند، بار دیگر پرسش‌های تلخی را درباره «فقدان پاسخگویی» مطرح کرده است؛ پرسش‌هایی که پاسخشان را باید در ویرانه‌های مدارسی جست که امروز تنها یادبودِ جان‌های کوچکی هستند که قربانیِ یک مأموریتِ استراتژیک شدند. اما این سکوتِ مرگبارِ نهادهای بین‌المللی، شاید دردناک‌تر از خودِ انفجارها باشد. سازمان‌هایی که ادعای دیده‌بانیِ حقوق بشر را دارند و جهان را با بیانیه‌های رنگارنگ در سوگِ رویدادهای دیگر به صف می‌کنند، در برابرِ ویرانه‌های «شجره طیبه» میناب و خونِ ریخته‌شده در لامرد و دریای عمان، گویی کر و کور شده‌اند. این «استاندارد دوگانه» تنها یک اهمالِ اداری نیست؛ بلکه نوعی «همدستیِ خاموش» است. سکوتِ جوامع بین‌الملل در قبالِ این فجایع، نه تنها اعتبارِ نهادهای مدعیِ صلح را زیر سؤال برده، بلکه به ماشینِ جنگی اجازه داده است تا با خیالی آسوده از مسئولیت‌ناپذیری، به جنایات خود ادامه دهند.