پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

زندگی در شیفت بحران
زندگی در شیفت بحران

هفته‌ای که گذشت، بیش از آنکه با یک رویداد مشخص به پایان برسد، تصویری روشن از حال و هوای این روزهای ایران را پیش‌روی افکار عمومی گذاشت. ‌زهره فراهانی: هفته‌ای که گذشت، بیش از آنکه با یک رویداد مشخص به پایان برسد، تصویری روشن از حال و هوای این روزهای ایران را پیش‌روی افکار عمومی گذاشت. روزهایی که در آنها «پیش‌بینی‌پذیری» آرام‌آرام جای خود را به «اقتصاد انتظار» داده است؛ انتظار برای خبری تازه، تصمیمی جدید یا حادثه‌ای که بتواند ظرف چند ساعت، برنامه‌های روزمره را بر هم بزند. بازتاب گسترده جمله «دیگر حتی برای شنبه هم نمی‌شود برنامه ریخت» را نمی‌توان صرفا یک شوخی اینترنتی دانست. این جمله، توصیف حال و هوای جامعه‌ای است که برنامه‌ریزی برای چند روز آینده نیز به نتیجه خبر بعدی گره خورده است. شاید بتوان این وضعیت را «سندروم شنبه» نامید؛ زمانی که نااطمینانی، آینده نزدیک را نیز از دسترس برنامه‌ریزی خارج می‌کند. در هفته گذشته، شب‌ها بیش از هر زمان دیگری به وقت پیگیری اخبار تبدیل شدند. تلفن‌های همراه پیش از زنگ ساعت با اعلان‌های پی‌درپی روشن می‌شوند. خبری منتشر می‌شود، دقایقی بعد اصلاح یا تکذیب می‌شود و توضیحی تازه جای توضیح قبلی را می‌گیرد. حاصل این رفت‌وآمد مداوم، فقط آشفتگی در اطلاع‌رسانی نیست؛ «مه اطلاعاتی» نیز هر روز غلیظ‌تر می‌شود و تشخیص خبر معتبر از شایعه را دشوارتر می‌کند. انتشار خبر حملات در جنوب کشور و گزارش‌هایی درباره پرواز پهپادها، بار دیگر نگاه‌ها را به آسمان دوخت. برای ساکنان مناطق درگیر، این صداها به بخشی از واقعیت روزهای اخیر تبدیل شده است. در دیگر شهرها نیز فاصله جغرافیایی از میزان نگرانی‌ها نکاسته است. انتشار هر خبر کافی است تا هزاران نفر، فارغ از محل زندگی، در جست‌وجوی اطلاعات تازه برآیند. در همین حال، فشارهای اقتصادی، ناترازی انرژی و....، هم‌زمان بر زندگی مردم سایه انداخته‌اند. هنوز یک حادثه فروکش نکرده، دیگری از راه می‌رسد. این همان «مارپیچ نااطمینانی» است؛ چرخه‌ای که در آن، فرصت آرامش پیش از آغاز موج بعدی از دست می‌رود. آنچه بیش از خود رویدادها جلب توجه می‌کند، تغییر آرام واکنش جامعه است. شاید بتوان این وضعیت را «عادت به بحران» نامید؛ وضعیتی که تکرار حوادث، شدت واکنش‌ها را کاهش می‌دهد، نه اهمیت آنها را.