خطا در بارگذاری تصویر
این پرسش که چرا جامعه ایرانی همواره بحرانها را با هزینهای چندبرابر توان خود پشت سر میگذارد، پرسشی تکراری اما بیپاسخ مانده است. صنعت برق در جنگ اخیر، تازهترین مصداق این قاعده نانوشته بود؛ قاعدهای که در آن، هر تهدید بیرونی، نقاب از روی کاستیهای درونی برمیدارد و واقعیت «شکنندگی زیرساختها» را بیپرده به رخ میکشد و پرسشهایی که پیش از آن هم مطرح بود، همچنان بیپاسخ باقی ماندهاند. ‌مهدی عرب‌صادق. کارشناس انرژی: این پرسش که چرا جامعه ایرانی همواره بحران‌ها را با هزینه‌ای چندبرابر توان خود پشت سر می‌گذارد، پرسشی تکراری اما بی‌پاسخ مانده است. صنعت برق در جنگ اخیر، تازه‌ترین مصداق این قاعده نانوشته بود؛ قاعده‌ای که در آن، هر تهدید بیرونی، نقاب از روی کاستی‌های درونی برمی‌دارد و واقعیت «شکنندگی زیرساخت‌ها» را بی‌پرده به رخ می‌کشد و پرسش‌هایی که پیش از آن هم مطرح بود، همچنان بی‌پاسخ باقی مانده‌اند. چرا با وجود ده‌ها سال تجربه مدیریت بحران در این سرزمین، باز هم نخستین ضربه جدی، صنعت برق را تا مرز فروپاشی پیش می‌برد؟ پاسخ را باید در «شیوه نگاه» به این صنعت جست‌وجو کرد؛ نگاهی که در آن، برق هرگز به‌عنوان یک «سرمایه توسعه‌ای» دیده نشد، بلکه همواره در چارچوب «ابزاری برای مدیریت روزمره افکار عمومی» تعریف شد. نتیجه این رویکرد ابزاری، امروز به شکل آماری تلخ بر سردر وزارت نیرو نقش بسته است: بیش از هفت هزار مگاوات ظرفیت تولیدی آسیب‌دیده، چهار‌هزار‌و 500 مگاوات نیازمند تعمیرات اساسی‌ و تنها دو‌هزار‌و 500 مگاوات بازگشته به مدار. اما این ارقام، روایت اصلی نیستند؛ روایت اصلی، داستان «فرصت‌های ازدست‌رفته» است؛ فرصت‌هایی که در سال‌های آرام، می‌توانست زیرساخت‌ها را تا حد قابل‌قبولی مقاوم کند، اما به‌جای آن، وقت و بودجه صرف پروژه‌های فریبنده و وعده‌های تکراری شد. هزینه تعمیر تجهیزات آسیب‌دیده، ۶۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است، اما رقم واقعی -که شامل توقف هزاران واحد تولیدی، اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی و فرار سرمایه‌گذاران خرد و کلان از بازار می‌شود-‌ چندین برابر این است و تا سال‌ها بر سفره معیشت مردم سایه خواهد انداخت. نکته مهم‌تر اینکه شبکه برق کشور که روزگاری ظرفیت پاسخ‌گویی به پیک ۷۰ هزار مگاواتی را داشت، در نتیجه حملات، چیزی حدود چهارهزارو ‌۲۰۰ مگاوات از توان عملیاتی خود را از دست داده است؛ یعنی خروج هم‌زمان چهار نیروگاه اتمی بوشهر از مدار. این یعنی یک کلان‌شهر ۱۰ میلیون نفری در گرم‌ترین روزهای سال، بدون پوشش مطمئن انرژی مانده است. افزون بر این، بیش از