خطا در بارگذاری تصویر
غرش موشک، سکوت شهرها را شکسته، ۱۰ پرتابه به چغادک و مناطقی از بوشهر اصابت کرده، صدای انفجار در بندرعباس، قشم و سیریک بلند شده است. تنگه هرمز، همان گذرگاهی که قرنها موسیقی دریانوردان را با خود حمل میکرد، این بار حامل موجهای اخطار و آتش شده است. شهرهایی که ریتم را نه از دستگاههای کلاسیک، بلکه از دل دریا و طبلهای زار وام گرفته بودند، این بار ضربانی دیگر را تجربه میکنند. غرش موشک، سکوت شهرها را شکسته، ۱۰ پرتابه به چغادک و مناطقی از بوشهر اصابت کرده، صدای انفجار در بندرعباس، قشم و سیریک بلند شده است. تنگه هرمز، همان گذرگاهی که قرن‌ها موسیقی دریانوردان را با خود حمل می‌کرد، این ‌بار حامل موج‌های اخطار و آتش شده است. شهرهایی که ریتم را نه از دستگاه‌های کلاسیک، بلکه از دل دریا و طبل‌های زار وام گرفته بودند، این ‌بار ضربانی دیگر را تجربه می‌کنند. «همه با هم بگوییم: نه به جنگ،...»؛ این جمله در یکی، دو روز گذشته، ده‌ها هزار بار در اینستاگرام دست به دست شده و در کنار ویدئویی که می‌خواند: «مو تنم بندرعباس و خونیه، چشام ماهشهر دودیه، لب‌هام کارون پرهیاهیو و سرم بوشهر و دمامه. مو از جنگ نمی‌ترسم...» در حساب‌های شخصی کاربران دیده می‌شود. اسامی ماهشهر، دزفول، عسلویه، امیدیه، خارگ، جاسک، سراوان، کنارک، بستک، خمیر و... تغییر می‌کند و ادامه جمله ثابت است: «... قلب ایران است»؛ اما در شبکه‌های اجتماعی مثل ایکس، داستان دیگری در جریان است. برخی برای مادرانی که پسران‌شان در این شهرها سرباز هستند، دل سوزانده‌اند و گروهی این وضعیت را کنار بی‌برقی قرار داده و از شرایط سخت مردم این منطقه نوشته‌اند؛ اینکه شب‌ها موشکباران است و صبح‌ها قطعی‌های گسترده. عده‌ای درباره برگزاری امتحانات نهایی در این وضعیت انتقاد کرده‌اند. خیلی‌ از افراد، رنج مردم این شهرها را روایت کرده‌اند؛ از هشت سال جنگ تحمیلی که حالا نشانه‌هایی از تکرار آن می‌بینند. برخی سر «جنایت میناب» به هم تاخته‌اند که چرا برای آن واقعه سوگواری نکرده‌اند؟! مگر آنجا هم جنوب نبود. تعدادی از کاربران برای شهادت هفت نفر طی حمله به پادگان نیروی زمینی بمپور سیستان‌و‌بلوچستان سوگواری کرده‌اند؛ سربازانی که در آسایشگاه پادگان بودند. یکی نوشته: «چه تلخ است، وقتی صدای جنگ از آواز دریا بلندتر می‌شود». دیگری جملات رضا براهنی را بازنشر کرده: «جنگ است اسماعیل، جنگ است. آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان می‌تابد و باران خادم و خائن نمی‌شناسد».