پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

‌آینده کشور و مثلث تندروی، هزینه و مسئولیت
‌آینده کشور و مثلث تندروی، هزینه و مسئولیت

تشدید حملات آمریکا با تمرکز بر نوار ساحلی جنوب کشور، نشان می‌دهد معادلات امنیتی وارد مرحله‌ای تازه شده است که پیامدهای آن دیگر صرفا در عرصه نظامی مشاهده نمی‌شود و به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان نیز سایه افکنده است.  تشدید حملات آمریکا با تمرکز بر نوار ساحلی جنوب کشور، نشان می‌دهد معادلات امنیتی وارد مرحله‌ای تازه شده است که پیامدهای آن دیگر صرفا در عرصه نظامی مشاهده نمی‌شود و به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان نیز سایه افکنده است. استان‌های جنوبی که در خط مقدم این رویارویی قرار گرفته‌اند، هم‌زمان با گرمای طاقت‌فرسای تابستان، کمبود برق، اختلال در برخی زیرساخت‌ها و تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات هوایی، روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارند. طبیعی است که در چنین شرایطی، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری خواهان آن باشد که همه ظرفیت‌های سیاسی کشور در خدمت کاهش مخاطرات و مدیریت بحران قرار گیرد. بی‌تردید شکل‌گیری کارزار اعزام چهره‌های رادیکال به مناطق جنوبی کشور، نه نقض غرض است و نه به معنای کاستن از محکومیت تجاوزگری و زیاده‌خواهی آمریکا و نقش آنها در ویران‌‌کردن ایران. این دو مقوله در جای خود تفکیک‌‌پذیرند؛ اما هم‌زمان با بازگشت کشور به فضای جنگ، این پرسش نیز به‌‌طور طبیعی پیش‌روی کسانی قرار می‌گیرد که خواستار تداوم این مسیر بودند؛ اینکه راهبرد آنان برای ادامه این وضعیت چیست؟ اصلا این روند تا کجا باید پیش برود؟ از همه مهم‌تر، تداوم جنگ، جز افزایش هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و انسانی، چه دستاورد مشخصی برای منافع ملی به همراه خواهد داشت؟ کسانی که بر موج احساسات عمومی سوار شدند و آن را به مسیر تقابل و افراط سوق دادند، با ادبیات توهین، تخریب و تحقیر علیه مسئولان و مذاکره‌کنندگان، فضای جامعه را ملتهب کردند، اکنون باید درباره پیامدهای آن رویکرد و سهم خود در شکل‌گیری این فضا پاسخ‌گو باشند. قطعا نمی‌توان از حاشیه امن پایتخت، پشت تریبون‌ها بر طبل جنگ کوبید و هزینه تصمیم‌ها را به مردمی سپرد که در خط مقدم جغرافیای بحران، زیر فشار ناامنی و تبعات آن زندگی می‌کنند. بنابراین کارزارهایی با محوریت انتقاد از مخالفان مذاکره و منتقدان هرگونه مسیر دیپلماتیک که به دنبال بازگشت جنگ و شرایط جنگی بودند و هستند، صرفا یک کنش سیاسی یا جناحی سمبلیک نیست، بلکه بازتاب بخشی از مطالبه‌گری و نگرانی‌های جامعه در برابر شرایط اسف‌باری است که جنگ تازه برای کشور ایجاد کرده است و در ‌این ‌بین متأسفانه، حمله بامداد چهارشنبه آمریکا به پادگان ارتش در شهرستان بمپور و شهادت هفت نفر از نیروهای این یگان نیز بر حساسیت افکار عمومی افزوده و این پرسش و مطالبه را از جنگ طلبان داخلی پررنگ‌تر کرده است که آیا آرایش سیاسی کشور متناسب با شرایط امروز بازتعریف خواهد شد یا خیر؟! در هفته‌های گذشته، کنار رفتن برخی چهره‌های شاخص جریان تندرو از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، این امید را ایجاد کرده بود که شاید ساختار تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی در حال تجربه نوعی بازنگری باشد؛ نوعی بازنگری که بتواند با واقعیت‌های جدید میدان و ضرورت‌های ملی هماهنگ‌تر شود. با این حال، آنچه از فضای سیاسی، رسانه‌ای و مواضع جریان‌های اثرگذار برمی‌آید، نشان می‌دهد هنوز نشانه روشنی از یک تغییر گفتمانی یا پوست‌اندازی سیاسی مشاهده نمی‌شود. جنگ، پیش از آنکه صرفا یک رخداد نظامی باشد، آزمونی برای «ظرفیت اصلاح تصمیمات» است. در چنین بزنگاهی، شاید بیش از هر زمان دیگر، ضرورت بازاندیشی در برخی رویکردهای سیاسی و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های کارشناسی و دیپلماتیک، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای صیانت از منافع ملی و کاهش هزینه‌های تحمیل‌شده بر جامعه باشد.