انتقادات و پیشنهادات شما

نظرت رو بگو تا درستون مطابق سلیقه شما ساخته بشه ✨

شرق

خطا در بارگذاری تصویر

چرا دونالد ترامپ نسبت به گرینلند  دچار  وسواس است؟
چرا دونالد ترامپ نسبت به گرینلند  دچار  وسواس است؟

علاقه و پیگیری دونالد ترامپ برای تصاحب گرینلند از یک جلسه توجیهی اطلاعاتی در اوایل سال 2018 آغاز شد. در این جلسه به ترامپ گفته شد که افزایش فعالیت زیردریایی‌های روسیه و حضور فزاینده شناورهای چینی در قطب شمال، یک تهدید امنیتی محسوب می‌شود. علاقه و پیگیری دونالد ترامپ برای تصاحب گرینلند از یک جلسه توجیهی اطلاعاتی در اوایل سال 2018 آغاز شد. در این جلسه به ترامپ گفته شد که افزایش فعالیت زیردریایی‌های روسیه و حضور فزاینده شناورهای چینی در قطب شمال، یک تهدید امنیتی محسوب می‌شود. بنا به گفته یکی از مقامات ارشد وقت کاخ سفید و فرد دیگری که با محتوای آن گفت‌وگو آشناست، ترامپ در همان جلسه به این نتیجه رسید که ایالات متحده به دلیل موقعیت راهبردی گرینلند در شمال اقیانوس اطلس، به حضوری بزرگ‌تر و دائمی‌تر در آنجا نیاز دارد. در ماه می‌ سال 2018، ترامپ برای یک رویداد سیاسی به لانگ‌آیلند رفته بود که در آنجا دیداری کوتاه با رونالد لاودر داشت؛ دوست قدیمی‌اش و وارث ثروت عظیم صنعت لوازم آرایشی. لاودر به او گفت دانمارک از نظر اقتصادی با مشکل مواجه است و پیشنهاد داد آمریکا می‌تواند از این فشار اقتصادی استفاده کند تا گرینلند را به‌ طور کامل خریداری کند. وقتی خبر علاقه ترامپ به خرید گرینلند برای نخستین‌بار در همان سال منتشر شد، منتقدان آن را نمونه‌ای از همان حرکت‌های تحریک‌آمیز اما غیرجدی او دانستند که شامل لاف‌های توسعه‌طلبانه رئیس‌جمهوری که عادت داشت ایده‌های عجیب و غریب مطرح کند،‌ می‌شد؛ اما ترامپ جدی بود. البته او نخستین فرمانده کل قوا نبود که چنین فکری را در سر بپروراند. در قرن نوزدهم، ویلیام سیوارد، وزیر خارجه‌ای که در دوران اندرو جانسون خرید آلاسکا را مذاکره و نهایی کرد، استدلال می‌کرد دلیل تصاحب گرینلند «سیاسی و تجاری» است و به وسعت سرزمین و ثروت معدنی آن اشاره می‌کرد؛ اما هیچ‌گاه پیشنهادی رسمی ارائه نشد. رئیس‌جمهور هری ترومن در سال ۱۹۴۹ این ایده را دوباره مطرح کرد و در مقطعی پیشنهاد داد جزیره را از دانمارک بخرد و در ازای آن ۱۰۰ میلیون دلار طلا و حق بهره‌برداری نفتی در آلاسکا را به دانمارک بدهد. آنچه ترامپ را بیش از همه آزار می‌داد، این احساس بود که آمریکا قبلا یک بار کنترل گرینلند را واگذار کرده است. در اوایل دهه ۱۹۵۰، آمریکا پایگاه هوایی «توله» را ساخت و آن را تا حد زیادی همانند یک قلمرو آمریکایی اداره می‌کرد؛ پایگاهی که در دفاع موشکی و بازدارندگی هسته‌ای نقش مرکزی داشت. در دوران جنگ سرد، آمریکا به طور واضح برای اهداف نظامی، کنترل گرینلند را در دست داشت. نظارت دانمارک محدود و عمدتا صوری بود؛ هر زمان که ضرورت‌های راهبردی با مسئله حاکمیت برخورد می‌کرد، اولویت با امنیت آمریکا بود. اما پس از پایان جنگ سرد، ایالات متحده حضور خود در گرینلند را کاهش داد و با تعطیل‌کردن یا ادغام پایگاه‌ها، ردپای نظامی‌اش را کوچک و در عین حال پایگاه توله را به‌ عنوان یک پایگاه دورافتاده حفظ کرد. دانمارک دوباره کنترل سیاسی پایگاه را به دست گرفت، هرچند همچنان به تضمین‌های امنیتی آمریکا متکی ماند. وقتی ترامپ این تاریخ را فهمید، تصور کرد این وضعیت بوی ضعف می‌دهد. در ماه‌های اخیر، ترامپ تصاحب این جزیره عظیم و یخ‌زده با جمعیتی فقط ۵۶ هزار نفر را به یک اولویت پایدار تبدیل کرده است. او کنترل گرینلند را یک ضرورت امنیتی در عصر رقابت قطبی معرفی می‌کند و هشدار می‌دهد نظامی‌سازی روسیه و پیشروی‌های تجاری چین، آمریکا را در موقعیت آسیب‌پذیر قرار داده است. وسواس رئیس‌جمهور چیزی فراتر از کنترل یک سرزمین دورافتاده است. این مسئله به جاه‌طلبی گسترده‌تر او اشاره دارد: بازطراحی معماری نفوذ آمریکا، کاهش محدودیت‌هایی که اتحادهای تاریخی تحمیل کرده‌اند‌ و لنگرانداختن سیاست امنیتی آمریکا در نیم‌کره غربی. گرینلند پنجره‌ای است به منطق محرک سیاست خارجی ترامپ: اراده‌ای برای بازآرایی جهان مطابق میل خودش‌ و انجام کاری که دیگران به آن اندیشیده و سپس رهایش کرده بودند. طبق گفته مشاوران، در روزهای پس از انتخابات ۲۰۲۴، ترامپ در مارالاگو در فضای بسته و دور از همه، مشغول طراحی اولویت‌های دوره دومش بود و در این مدت بارها از تمایل خود برای تصاحب گرینلند صحبت می‌کرد. او این ایده را مکرر مطرح می‌کرد؛ انگار معامله‌ای آماده است و فقط به یک واسطه مناسب نیاز دارد. به گفته ناظران، تصاحب گرینلند از آن رو اهمیت دارد که می‌تواند پروژه‌ای را تقویت کند که ترامپ آن را «گنبد طلایی» نامیده است؛ سامانه‌ای پیشنهادی که قرار است موشک‌های بالستیک، هایپرسونیک و کروز را با شبکه‌ای از حسگرها و رهگیرهای مستقر در فضا شناسایی و نابود کند. به گفته یک مقام ارشد دولت، هدف تقویت امنیت منطقه‌ای است. او می‌گوید: اگر در همسایگی خودتان بی‌ثباتی داشته باشید، بسیار سخت است که بتوانید در جای دیگری قدرت‌نمایی کنید. همچنین‌ به گفته او، دسترسی به ثروت معدنی گرینلند، شامل عناصر خاکی کمیاب و فلزات حیاتی، یک مزیت راهبردی محسوب می‌شود؛ منابعی که ترامپ معتقد است آمریکا احمقانه آنها را در اختیار رقبایش گذاشته است. وفاداران ترامپ اصرار دارند او اجازه نمی‌دهد پیگیری گرینلند دوباره محو شود. به گفته یکی از مشاوران، راهبرد ترامپ اعمال «فشار شدید» خواهد بود. هنوز روشن نیست این راهبرد موفق خواهد شد یا نه. اما برای سرسخت‌ترین مدافعان ترامپ، همین آمادگی او برای شکستن هنجارهاست که تصاحب این جزیره را به نتیجه‌ای محتمل تبدیل می‌کند.  ترجمه از تایم