انتقادات و پیشنهادات شما

نظرت رو بگو تا درستون مطابق سلیقه شما ساخته بشه ✨

شرق

خطا در بارگذاری تصویر

ترامپ در سرزمین عجایب
ترامپ در سرزمین عجایب

گفتمان‌های ژئوپلیتیکی اخیر، به‌ویژه پیشنهاد خارج از قاعده بین‌المللی دونالد ترامپ درباره الحاق گرینلند به قلمرو آمریکا، بار دیگر اهمیت این جزیره را بر سر زبان‌ها انداخته است. ارزیابی‌های سنتی و کلاسیک بیشتر بر منابع معدنی یا جغرافیای نظامی و اهمیت نگاه نظامی آن تأکید دارند؛ گفتمان‌های ژئوپلیتیکی اخیر، به‌ویژه پیشنهاد خارج از قاعده بین‌المللی دونالد ترامپ درباره الحاق گرینلند به قلمرو آمریکا، بار دیگر اهمیت این جزیره را بر سر زبان‌ها انداخته است. ارزیابی‌های سنتی و کلاسیک بیشتر بر منابع معدنی یا جغرافیای نظامی و اهمیت نگاه نظامی آن تأکید دارند؛ اما گرینلند که برخلاف نامش چندان سرسبز نیست و سرزمینی سردسیر و حتی یخ‌زده است، در زمینه‌های مهم مانند اقلیم‌شناسی، انرژی‌های نوشونده/تجدیدپذیر و حتی اخترفیزیک رصدی جایگاه ویژه‌ای دارد. این نوشته کوتاه بر آن است تا نشان دهد علاوه بر آنچه ترامپ علنی درباره گرینلند می‌گوید، دلایل دیگری هم وجود دارند که طمع او را برانگیخته‌اند. گرینلند در سه زمینه برای آمریکا نقش پررنگی دارد. در جهانی که تغییرات اقلیمی موضوعی مهم با تأثیرات بزرگ سیاسی و اقتصادی است، گرینلند می‌تواند یک مرکز پایش مرکزی برای تغییرات اقلیمی باشد. همچنین می‌تواند به‌ عنوان مرکزی برای انرژی‌های نوشونده فراقاره‌ای برای آمریکا عمل کند و حتی می‌تواند جایی باشد برای مشاهدات اخترفیزیکی در باندهایی که روی زمین امکانش وجود دارد. اهمیت گرینلند صرفا ارضی نیست، بلکه جایی بکر است برای یافتن جایی با ثبات آب‌وهوایی و نیز احداث سایت‌های پژوهشی پیشرفته. بد نیست به سه موضوع هم اشاره کنیم که هرچند تخصصی‌اند اما برای آشنایی ذهن خوانندگان خوب است. گرینلند از سه منظر دیگر هم مهم است: یکی انسداد جوی، دیگری صفحات یخی و سومی امکان برداشت باد برای انرژی. گرینلند همواره محل گفت‌وگوهای بین‌المللی بوده است و امروزه با ادعای ترامپ، بیش‌ازپیش مسئله داغ شده. بالاتر اشاره کردم که موضوع افزایش اراضی برای آمریکا که کشور بزرگی است، چندان اهمیت ندارد. گرینلند فراتر از مساحت وسیع (بزرگ‌تر از ایران) و ثروت معدنی چشمگیرش که دست‌نخورده هم است، جایگاه یکتایی در سامانه زمین دارد. این جزیره در جایگاه محرک اصلی الگوهای گردش جوی و مخزنی از داده‌های اقلیمی دیرینه عمل می‌کند که درک ما را از گذارهای ناگهانی گرمایی بالاتر می‌برد، بنابراین گرینلند جایی فراتر از جاه‌طلبی‌های سیاسی است و گنجی برای انرژی و ژئوفیزیک آینده زمین. رویکردهای موجود برای ارزش‌گذاری گرینلند ناکافی هستند، زیرا شاخه‌هایی که به بررسی می‌پردازند، غالبا مایل‌اند از دریچه‌ای محدود و محصورشده گرینلند را ببینند. برای نمونه تحلیل‌های اقتصادی صرفا از منظر استخراج عنصرهای کمیاب به این جزیره می‌نگرند و پیامدهای احتمالا فاجعه‌بار بی‌ثباتی صفحات یخ را نادیده می‌گیرند. از سوی دیگر، هم مدل‌های اقلیمی هم اغلب صفحه یخی گرینلند را به‌ عنوان یک شرط مرزی ایستا در نظر می‌گیرند و نه یک سامانه شاره‌گون پویا که به‌ طور فعالی با سطح مشترک اقیانوس اطلس شمالی و نیز جو در برهم‌کنش است. از این گذشته گرینلند این امکان بالقوه را دارد که در آن یک سایت علمی مانند آرایه‌های رادیوتلسکوپی یا چیزی شبیه به شتاب‌دهنده سرن تأسیس شود. در این مقاله به سه موضوعی که درباره گرینلند کمتر پرداخته شده، اشاره خواهم کرد. نخست دینامیک جوی گرینلند و به‌ویژه پدیده انسداد جوی که برای رویدادهای شدید آب‌وهوایی در سراسر اروپا و آمریکای شمالی تعیین‌کننده است. دوم محیط منحصربه‌فرد ارتفاع بالا و بخار آب کم گرینلند که این جزیره را به بهشت کارهای علمی -از اخترفیزیک تا هواشناسی- تبدیل خواهد کرد. سوم هم رژیم‌های بادی جزیره که منبع انرژی مکمل هستند برای شبکه‌های برق اروپا، مشروط بر اینکه آمریکا جزیره را صاحب نشود و صفحات یخی آن درست مدل‌سازی شود.  پویایی‌های اقلیمی و پایداری صفحه یخی