شرق

در عصر تکثر رسانه‌ها و غلبه «صورت» بر «سیرت»، واژه‌ها بیش از هر زمان دیگری سخاوتمندانه و گاه بی‌محابا خرج می‌شوند. امروزه القابی چون «دکتر»، «نخبه»، «استاد»، «نویسنده» و «پژوهشگر»، چنان به آسانی بر تارک نام‌ها می‌نشینند که مرز میان «مدعیان سطحی» و «مجاهدان واقعی طریق علم» بیش از پیش تار و مبهم شده است. جامعه‌ای که معیار ارزیابی آدمیان را به کلمات الصاقی و القاب ظاهری فروکاهش دهد، دچار نوعی «تورم معرفتی» می‌شود؛ تورمی که در آن، سکه‌های کم‌عیار و تقلب‌شده، طلاهای خالص را از سکه می‌اندازند و سره از ناسره بازشناخته نمی‌شود. اما سؤال بنیادی این است: آیا به‌راستی انسان با خطابات، بالا می‌رود؟ آیا افزودن یک پیشوند چند حرفی به نام، قامت اندیشه را برافراشته‌تر می‌سازد؟