در اقتصاد انرژی یک پرسش ساده اما بنیادی وجود دارد: چرا کشوری که سالها درباره ناترازی سوخت، مصرف بالا، قاچاق، خودروهای پرمصرف، فرسودگی ناوگان و هزینه سنگین یارانه صحبت کرده، هنوز مسئله بنزین را عمدتا به یک عدد روی تابلوی جایگاه تقلیل میدهد؟ برای یک اقتصاددان، بنزین یک فراورده نفتی است؛ برای دولت، یک هزینه و یک مسئله بودجهای؛ برای صنعت، یک نهاده حملونقل؛ اما برای یک خانواده ایرانی، بنزین بخشی از زندگی روزمره است؛ هزینه رفتن سر کار، رساندن فرزند به مدرسه، رفتن به بیمارستان، حمل کالا و گاهی تنها امکان جابهجایی. به همین دلیل، هر تصمیم درباره بنزین، در واقع تصمیمی درباره اقتصاد خانوار و کیفیت زندگی مردم است. بنابراین مسئله ایران فقط «ارزان یا گران بودن بنزین» نیست؛ مسئله، معماری مصرف، یارانه، قیمت خودرو، حملونقل، قاچاق، بودجه و حکمرانی انرژی است.