چکیده
مجموعهٔ چهارجلدیِ «امام دوازدهم» اثر جوئل سی. روزنبرگ، که در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ منتشر شد، یکی از تأثیرگذارترینِ مجموعههایِ داستانی در میانِ محافظهکارانِ آمریکایی و صهیونیستهایِ مسیحی است. روزنبرگ که خود را یک «یهودیِ مسیحی» مینامد و بنیانگذار سازمانِ «صندوقِ یوشع» است، با تکیه بر الهیاتِ دورهگرایی (دیسپنسیشنالیسم) و صهیونیسمِ مسیحی، به بازنماییِ «اسلامِ آخرالزمانی» بهعنوانِ «تهدیدیِ تمدنی» برایِ غرب میپردازد. این کتابها که در قالبِ رمانهایِ جاسوسی-آخرالزمانی نوشته شدهاند، در مرکزِ آنها، «مهدیِ موعودِ شیعیان» بهعنوانِ رهبریِ آخرالزمانیِ «نبردِ نهایی» با غرب تصویر میشود. این مقاله، دومین بخش از یک مجموعهٔ سهگانه، به تحلیلِ محتوایِ جامعِ چهار جلدِ این مجموعه میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک رمانِ جاسوسی، با بازنماییِ «اسلامِ شیعی» بهعنوانِ «ایدئولوژیِ واحدِ آخرالزمانی»، «مهدیِ موعود» بهعنوانِ «ضدّ مسیح»، و «جنگ» بهعنوانِ «تکلیفیِ الهیاتی»، به یکی از منابعِ فکریِ سیاستگذارانِ آمریکایی در مواجهه با ایران تبدیل شده است.