شرق

مریم‌ شیعه‌زاده: برگزاری آزمون آیلتس در ایران متوقف شد و زمانی برای ازسرگیری این آزمون اعلام نشد. دولینگو به‌تازگی اعلام کرده است برای ایرانیان در دسترس نیست. محدودیت دولینگو حتی از مرزهای کشور فراتر می‌رود و هرکس در هرکجای دنیا مدرک هویتی ایرانی ارائه می‌دهد را شامل می‌شود. تافل آزمون آتی خود را لغو کرد و با تعلیق یکی از مهم‌ترین مجوزهای آموزشی آمریکا، برگزاری تمام آزمون‌های بین‌المللی زبان برای ایرانیان در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. نتیجه، سردرگمی هزاران جوان ایرانی است. برای این جوانان دیگر داشتن دانش و مهارت کافی نیست؛ آنها ابتدا باید از ملیت خود عبور کنند. پس از تعلیق مجوز آموزشی G حالا جوانانی که ماه‌ها برای پذیرش بورسیه تلاش کردند و در صف سفارتخانه‌ها ماندند، در وضعتی نامعلوم قرار گرفته‌اند. در تصمیم دولینگو، محدودیت فقط برای این خاک نیست، محدودیت برای هرکسی است که مدرک هویتی‌اش به ایران بازمی‌گردد. این محدودیت حتی کسانی را شامل می‌شود که از مرزهای ایران گذشته‌اند و در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند و باز در مرزهایی محصورند که گذرنامه‌شان دورتادور آنها می‌کشد. مسئله فقط آزمون زبان نیست؛ گذرنامه ایرانی بخشی از محدودیت حق حرکت و دسترسی آزاد به نهادهای علمی است. یک دانشجو، فقط به‌واسطه ملیتش، در نظام جهانی آموزش از یک متقاضی به یک هویت مخاطره‌آمیز تبدیل می‌شود. مرزها قرار بود خطی میان دو سرزمین‌ باشند اما به چیزی قابل حمل تبدیل شده‌اند. مرزها همراه با افراد حرکت می‌کنند و در هر نقطه از جهان دوباره فعال می‌شوند. مجوز G از سال ۲۰۱۴ امکان برخی مبادلات دانشگاهی، ارائه دوره‌های آنلاین، بررسی تقاضای پذیرش و برگزاری آزمون‌های حرفه‌ای و ورودی دانشگاه را فراهم می‌کرد و حالا با تعلیق آن، شرکت‌ها و دانشگاه‌های آمریکایی دیگر نمی‌توانند برای ارائه این خدمات به قانون کلی تکیه کنند. در این بین برای دولینگو آسان‌تر بود همه دارندگان مدرک ایرانی را کنار بگذارد تا اینکه شرایط هر فرد را جداگانه بررسی کند. ایرانی مخاطره‌آمیز است، نه به این معنا که خطری ایجاد کرده است یا خطری ایجاد خواهد کرد، او فقط در طبقه‌ای قرار می‌گیرد که ارائه خدمات به او، برای شرکت‌ها پرهزینه، پیچیده یا نامطمئن به نظر می‌رسد. دانشجو ممکن است هیچ ارتباطی با سیاست‌های کلی کشورش نداشته باشد و حتی از مخالفان آن باشد، بااین‌حال شرکت‌ها از زندگی، عقیده و موقعیت فردی او چیزی نمی‌پرسند. گذرنامه برای تمام این پرسش‌ها، پاسخ ارائه می‌دهد. مسئله اینجا حذف تفاوت‌های انسانی در دنیای متکثر امروز است. هیچ جامعه‌ای مجموعه‌ای یکدست از انسان‌های مشابه نیست. سازوکار تحریم، پیچیدگی جوامع را کنار می‌زند و میلیون‌ها انسان را تحت یک عنوان به انزوا می‌برد. آدم‌ها دیگر به‌ عنوان دانشجو با توانمندی‌ها و اهداف متنوع به حساب نمی‌آیند؛ آنها به نمونه‌ای کوچک از یک اندیشه سیاسی بزرگ تقلیل پیدا می‌کنند. شهروندان کشورهای ثروتمند حرکت آزادانه را یک حق طبیعی می‌دانند و گذرنامه‌شان کمتر آنها را متوقف می‌کند. با وجود این برای بسیاری از مردم جنوب جهانی، حرکت امتیازی است که باید بارها برای به‌دست‌آوردنش صلاحیت خود را اثبات کنند. باید نشان دهند قصد ماندن ندارند، باید نشان دهند منابع مالی کافی دارند، باید نشان دهند تهدید امنیتی نیستند و حتی پس از ورود، باید نشان دهند شایسته اعتمادند. در نظم جهانی امروز، ملت‌ها برابر فرض می‌شوند اما در واقعیت، از حقوق برابر برخوردار نیستند. ملیت برخی افراد نشانه اعتبار است و ملیت بعضی دیگر نشانه خطر. شهروند کشور قدرتمند فردی مستقل از دولت خود دیده می‌شود. از او انتظار نمی‌رود پاسخ‌گوی جنگ‌ها، مداخلات نظامی یا سیاست خارجی کشورش باشد اما فردیت شهروند ایرانی، به‌سادگی می‌تواند زیر سایه ملیتش ناپدید شود. اگر محدودیتی مشابه، صرفا بر اساس گذرنامه، گروهی از دانشجویان یک کشور غربی را از شرکت در آزمونی بین‌المللی محروم می‌کرد، احتمالا بحثی جدی درباره تبعیض و حق آموزش شکل می‌گرفت اما درباره ایرانیان، واکنش عمومی به‌شدت محدود است. موانع پی‌درپی زندگی ایرانیان چنان عادی شده است که هر محدودیت تازه فقط به فهرست قبلی اضافه می‌شود. ایرانی باید هزینه تحریم دولت‌های خارجی و احتیاط شرکت‌های بین‌المللی را هم‌زمان بپردازد، بی‌آنکه رنج او مسئله‌ای جهانی تلقی شود. با وجود این حق تحصیل و آموزش در بندهای حقوق بشر، زمانی معنا دارد که تابع مطلوبیت سیاسی گذرنامه‌ها نباشد. دانشجوی ایرانی باید بتواند مانند هر دانشجوی دیگری آزمون بدهد، پذیرش بگیرد، سفر کند، بازگردد یا در جایی دیگر زندگی کند. دفاع از این حق، دفاع از تنوع اندیشه‌هاست. نهاد علم اگر این تفاوت ابتدایی را نبیند، سلسله‌مراتب سیاسی جهان را بازتولید می‌کند. در آن صورت، آزمون زبان دیگر فقط دانش فرد را نمی‌سنجد؛ ابتدا گذرنامه‌اش را می‌سنجد و پیش از آنکه فرصتی برای پاسخ‌دادن پیدا کند، درباره شایستگی حضور او در جهان تصمیم می‌گیرد.