در بسیاری از جوامع، رابطه میان مردم و ساختارهای رسمی در زمان انتخابات، بحرانها یا تحولات سیاسی به اوج میرسد اما حفظ این رابطه پس از پایان رقابتهای انتخاباتی و استقرار مسئولان، دشوارتر از جلب رأی عمومی است. در شرایط جنگی و پس شهادت قائد و اتفاقات بسیار مهم ملت مبعوثشده بلغ بر۱۷۰ شب در میادین حضور داشتهاند و شهروندان انتظار دارند صدایشان شنیده شود، مطالباتشان در سیاستگذاری بازتاب پیدا کند و مسئولان در برابر تصمیمهای خود پاسخگو باشند. در مقابل، نهادهای رسمی نیز گاه اعتراضها و نقدهای اجتماعی را نه بهعنوان بخشی از سازوکار اصلاح، بلکه بهمثابه تهدیدی علیه نظم سیاسی تلقی میکنند. حاصل این سوءبرداشت متقابل، شکلگیری شکافی است که اگر بهموقع مدیریت نشود، میتواند اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و کارآمدی حکمرانی را تضعیف کند.