خطا در بارگذاری تصویر
جوزف استیگلنیز، دارنده جایزه نوبل اقتصاد، در کتاب «علم اقتصاد و جامعه خوب» اشاره میکند اگر افراد جامعه به این نتیجه برسند که با امتناع از انجامدادن برخی رفتارهای هنجارشکنانه، نظم و انضباط اجتماعی برقرار میشود و اگر از انجام آن رفتارها به صورت داوطلبانه دوری کنند، آنگاه دیگر نیازی به اعمال زور در جامعه نیست، اما اگر در مواردی مانند ریختن زباله، حفظ محیط زیست، رعایت قوانین رانندگی و... شهروندان هنجارهای نامناسبی را بروز دهند، چارهای جز برخورد قاطع و سختگیرانه همراه با اعمال زور و اجبار قانونی وجود ندارد. جوزف استیگلنیز، دارنده جایزه نوبل اقتصاد، در کتاب «علم اقتصاد و جامعه خوب» اشاره می‌کند اگر افراد جامعه به این نتیجه برسند که با امتناع از انجام‌دادن برخی رفتارهای هنجارشکنانه، نظم و انضباط اجتماعی برقرار می‌شود و اگر از انجام آن رفتارها به صورت داوطلبانه دوری کنند، آنگاه دیگر نیازی به اعمال زور در جامعه نیست، اما اگر در مواردی مانند ریختن زباله، حفظ محیط زیست، رعایت قوانین رانندگی و... شهروندان هنجارهای نامناسبی را بروز دهند، چاره‌ای جز برخورد قاطع و سختگیرانه همراه با اعمال زور و اجبار قانونی وجود ندارد. در این صورت و در غیاب اجبار قانونی که محدودکننده آزادی افراد است، امکان بروز هرج‌ومرج و افزایش هزینه‌های اجتماعی قابل تصور است. بنابراین برقراری زور و رفتار جبارانه ضروری است. در زمان شیوع ویروس کرونا، دولت‌ها به توصیه کارشناسان قوانین و مقررات محدودکننده‌ای را اعمال کردند؛ برای نمونه، دولت‌ها برای جلوگیری از رواج همگانی کرونا، استفاده از ماسک را اجباری اعلام کردند یا افراد ملزم به دادن آزمایش برای تأیید ابتلا یا عدم ابتلا به ویروس کرونا شدند. این قواعد از مواردی بودند که دولت‌ها آن را برای همگان ضروری می‌دانستند. درست است که دادن آزمایش و زدن ماسک مورد استقبال یا رضایت برخی افراد جامعه قرار نگرفت، زیرا آن محدودیت‌ها را عاملی برای کاهش رفاه و آزادی خود تصور می‌کردند، ولی از سوی دیگر همین قوانین سختگیرانه باعث کنترل و ریشه‌کن‌شدن بیماری کرونا شد. حکایت فوق از این جهت بیان شد تا نشان دهد که برخی افراد خواستار داشتن آزادی تام در جامعه هستند هرچند آزادی آنها به معنی عدم آزادی، اسارت و زندانی‌شدن سایر شهروندان شود. آنها صرفا رفاه و منافع خود را در نظر می‌گیرند. هرچند رفتار آنها هزینه‌های اجتماعی و پیامدهای خارجی را به جامعه تحمیل کند. برخی مواقع رفتار دولت‌ها نیز مانند کسانی است که صرفا رفاه و منافع خود را دنبال می‌کنند و خشنودی و رضایت سایرین را نادیده می‌گیرند. به اعتقاد اکثر کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی و سیاسی وظیفه اصلی دولت‌ها ارائه کالاهای عمومی مانند آموزش و بهداشت همگانی، ایجاد زیر‌ساخت‌های مناسب مانند برق، آب، جاده و... برقراری نظام اداری و قضائی سالم و عدالت‌محور و حفظ امنیت است. با وجود این ملاحظه می‌شود که برخی دولت‌ها نه‌تنها قادر به انجام وظایف تعریف‌شده خود مانند ارائه کالای عمومی نیستند، بلکه با اعمال برخی محدودیت‌ها و قیدها، میزان نفوذ و تأثیرگذاری و آزادی خود را توسعه داده و از سوی دیگر از میزان انتخاب و اختیار سایر اعضای جامعه می‌کاهند. در ایران و در حوزه اقتصادی سالیان متوالی شاهد افزایش سطح دخالت‌های دولت‌ها در زمینه‌های مختلف بوده‌ایم. در تشریح این موضوع می‌توان به مواردی مانند: اعمال قیمت‌گذاری دستوری، دخالت دولت در بنگاه‌ها حتی بعد از واگذاری سهام آنها، تغییرات ناگهانی و بدون ضابطه قوانین (مانند قوانین گمرکی و مالیاتی) اشاره کرد. چانگ، اقتصاددان کره‌ای، در کتاب «اقتصاد خوردنی» چنین روایت می‌کند: در اواخر قرن 15 که کشتی‌های اروپایی آب‌های آزاد را درمی‌نوردیدند، در آن زمان قاتل شماره یک دریانوردان نه دزدان دریایی و توفان، بلکه بیماری مرموزی بود که در اثر آن افراد دچار بی‌حالی، خون‌ریزی و درد شدید مفاصل شده و در نهایت مرگ را ملاقات می‌کردند، نام این بیماری اسکوربوت بود.