پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

فرافکنی به‌جای پاسخ‌گویی
فرافکنی به‌جای پاسخ‌گویی

اظهارات اخیر علیرضا بیرانوند درباره علی دایی، بار دیگر این پرسش را پیش‌روی فوتبال ایران قرار داده است که آیا هر انتقادی، مجوز زیر سؤال بردن اعتبار و جایگاه چهره‌هایی است که سال‌ها برای فوتبال این کشور افتخار آفریده‌اند؟ وقتی بیرانوند در استوری خود مدعی می‌شود علی دایی با «رانت» سرمربی تیم ملی شده و سپس در ادامه تأکید می‌کند خودش هیچ‌گاه رانتی نداشته، طبیعی است افکار عمومی انتظار داشته باشد این ادعاها با سند و مدرک همراه باشد، نه صرفا چند جمله در فضای مجازی. علی دایی فقط یک فوتبالیست یا‌ سرمربی سابق نیست؛ اظهارات اخیر علیرضا بیرانوند درباره علی دایی، بار دیگر این پرسش را پیش‌روی فوتبال ایران قرار داده است که آیا هر انتقادی، مجوز زیر سؤال بردن اعتبار و جایگاه چهره‌هایی است که سال‌ها برای فوتبال این کشور افتخار آفریده‌اند؟ وقتی بیرانوند در استوری خود مدعی می‌شود علی دایی با «رانت» سرمربی تیم ملی شده و سپس در ادامه تأکید می‌کند خودش هیچ‌گاه رانتی نداشته، طبیعی است افکار عمومی انتظار داشته باشد این ادعاها با سند و مدرک همراه باشد، نه صرفا چند جمله در فضای مجازی. علی دایی فقط یک فوتبالیست یا‌ سرمربی سابق نیست؛ او یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی ورزش ایران است؛ شخصیتی که در کنار رکوردهای بین‌المللی، بارها نشان داده مسئولیت اجتماعی را فقط در حد شعار نمی‌بیند. پس از زلزله کرمانشاه، دایی بدون جنجال رسانه‌ای، بخش بزرگی از توان و اعتبار خود را صرف جمع‌آوری کمک‌های مردمی کرد و در ساخت خانه برای خانواده‌های زلزله‌زده نقش مؤثری داشت. در حوادث و بحران‌های دیگر نیز بارها در کنار مردم ایستاد و کمک‌هایش را بدون انتظار از نهادهای رسمی انجام داد. ممکن است درباره عملکرد فنی او به ‌عنوان سرمربی نقدهایی وجود داشته باشد، اما تخریب چنین شخصیتی با یک ادعای اثبات‌نشده، نه کمکی به فوتبال می‌کند و نه مشکلی را حل خواهد کرد. در مقابل، اگر قرار باشد درباره رانت و امتیازهای ویژه صحبت شود، افکار عمومی پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی درباره خود بیرانوند دارد. یکی از مهم‌ترین آنها ماجرای حواله خودروی ملی‌پوشان پس از حذف تیم ملی برابر قطر در جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۳ است. در آن مقطع، خبرها و روایت‌های متعددی درباره پیگیری جدی برخی بازیکنان برای دریافت این امتیاز منتشر شد و نام بیرانوند نیز در این میان بارها مطرح شد. اگر قرار است درباره عدالت و رانت حرف زده شود، شفاف‌سازی درباره چنین موضوعاتی نیز ضروری است. موضوع دیگر، مسئله نظام وظیفه است؛ پرسشی که سال‌هاست در فضای فوتبال مطرح می‌شود و هیچ پاسخ رسمی و شفافی برای آن ارائه نشده است. اگر مبنای سن اعلام‌شده از سوی خود بیرانوند را بپذیریم و او متولد سال ۱۳۷۱ باشد، این سؤال مطرح می‌شود چگونه تا امروز وضعیت خدمت سربازی او به شکل شفاف برای افکار عمومی روشن نشده است؟ اگر معافیت تحصیلی داشته، این معافیت بر چه اساسی و تا چه زمانی ادامه یافته است؟ این پرسش‌ها متوجه نهادهای مسئول است، نه صرفا شخص بیرانوند؛ زیرا در چنین موضوعاتی، شفافیت بهترین راه پایان‌دادن به شایعه‌ها‌‌‌ست. همین مسئله درباره ادعای تحصیل در مقطع دکتری نیز صدق می‌کند. بیرانوند در مقطعی اعلام کرد دانشجوی دکتری است؛ ادعایی که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. ۲۴ ساعت بعد اما مشخص شد بیرانوند درباره مقطع تحصیل خود در پخش زنده تلویزیون کاملا دروغ گفته است و آن دانشگاه اصلا در رشته فیزیولوژی ورزشی مقطع دکتری ندارد. اگر این موضوع صحت داشته، ارائه توضیح و مستندات می‌توانست به پایان حاشیه‌ها کمک کند و اگر نادرست بوده، انتظار می‌رفت مراجع ذی‌ربط نسبت به آن واکنش نشان دهند. در هر دو حالت، سکوت نهادهای مسئول باعث شد ابهام‌ها همچنان باقی بماند. نکته اصلی اینجاست که فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به پاسخ‌گویی نیاز دارد. هیچ بازیکن یا مربی‌ای نباید فراتر از نقد باشد؛ اما نقد با طرح اتهام تفاوت دارد. اگر کسی مدعی رانت، تخلف یا امتیاز ویژه است، باید اسناد آن را ارائه کند؛ در غیر این صورت، چنین ادعاهایی فقط به تخریب اعتماد عمومی و افزایش التهاب در فضای فوتبال منجر می‌شود. احترام به پیش‌کسوتان به معنای مصونیت آنها از نقد نیست، همان‌طور که شهرت یک بازیکن نیز نباید او را از پاسخ‌گویی درباره پرسش‌های افکار عمومی معاف کند. جامعه فوتبال حق دارد درباره همه، از علی دایی تا علیرضا بیرانوند، پرسش کند و انتظار پاسخ مستند داشته باشد. فقط در چنین فضایی است که شفافیت جایگزین حاشیه‌ و حقیقت جایگزین اتهام خواهد شد.