پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

شهری که خودش را فراموش کرد
شهری که خودش را فراموش کرد

مرد سالخورده هر صبح‌ پیش از آنکه مغازه‌اش را باز کند، چند دقیقه‌ای روی نیمکتی در میدان قدیمی شهر می‌نشست. سال‌ها بود که همین کار را می‌کرد؛ به رهگذران سلام می‌داد، صدای گنجشک‌ها را می‌شنید و از پشت درختان، گنبد و بام‌های آشنای شهر را تماشا می‌کرد. اما یک روز، وقتی سرش را بالا گرفت، دیگر چیزی از آن منظره باقی نمانده بود. دیوار شیشه‌ای برجی تازه‌ساز، همه‌چیز را بلعیده بود؛ نه از درختان خبری بود، نه از آسمانی که هر صبح آغاز روزش را با آن گره می‌زد. نیمکت همان بود، میدان همان بود، اما شهر دیگر همان شهر نبود. محمد صالح‌زاده-پژوهشگر مسائل شهری:  مرد سالخورده هر صبح‌ پیش از آنکه مغازه‌اش را باز کند، چند دقیقه‌ای روی نیمکتی در میدان قدیمی شهر می‌نشست. سال‌ها بود که همین کار را می‌کرد؛ به رهگذران سلام می‌داد، صدای گنجشک‌ها را می‌شنید و از پشت درختان، گنبد و بام‌های آشنای شهر را تماشا می‌کرد. اما یک روز، وقتی سرش را بالا گرفت، دیگر چیزی از آن منظره باقی نمانده بود. دیوار شیشه‌ای برجی تازه‌ساز، همه‌چیز را بلعیده بود؛ نه از درختان خبری بود، نه از آسمانی که هر صبح آغاز روزش را با آن گره می‌زد. نیمکت همان بود، میدان همان بود، اما شهر دیگر همان شهر نبود. این، روایت یک نفر نیست؛ روایت بسیاری از شهرهای امروز ایران است. شهرهایی که بی‌آنکه متوجه باشند، در مسیر توسعه، آرام‌آرام خاطره، هویت و نسبت خود با انسان را از دست می‌دهند. شهرها معمولا یک‌شبه ویران نمی‌شوند؛ پیش از آنکه فرو بریزند، آرام‌آرام خودشان را فراموش می‌کنند. نخست، درختان شهر جایشان را به دیوارهای بلند می‌دهند؛ بعد میدان‌های شهر که محلی برای تعاملات اجتماعی بودند، از گفت‌وگو خالی می‌شوند، بازارها حافظه اقتصادی خود را از دست می‌دهند و رودخانه‌ها، پیش از آنکه خشک شوند، از زندگی تهی می‌شوند. آنچه باقی می‌ماند، شهری است که هر روز بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، اما هر سال بخشی از هویت، حافظه و زیست‌پذیری خود را از دست می‌دهد. امروز بسیاری از شهرهای ایران دقیقا در چنین نقطه‌ای ایستاده‌اند؛ جایی که مسئله دیگر صرفا سرعت توسعه نیست، بلکه این پرسش بنیادین است که آیا توسعه، هنوز برای انسان، طبیعت و فرهنگ شهری معنا و جایگاهی باقی گذاشته است؟ پرسش امروز این نیست که چرا شهرها بزرگ‌تر شده‌اند؛ پرسش این است که چرا هم‌زمان، کوچک‌تر از آن چیزی شده‌اند که بتوان در آنها زندگی کرد. شهرهای امروزی ایران، در یک پیچ تاریخی سرنوشت‌ساز قرار گرفته‌اند. هجوم «توسعه شتاب‌زده»، «نفوذ الگوهای نامتناسب شهری» و «نادیده‌گرفتن ظرفیت‌های بومی»، مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق هویتی، کالبدی و زیست‌محیطی را در بطن این شهرها پدید آورده است. آنچه زمانی «شهر ایرانی» با هویتی مشخص و پیوندهای اجتماعی قوی بود، اکنون در معرض فرسایش تدریجی قرار گرفته است.