پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

همچون یک ملت
همچون یک ملت

یکی از بحث‌های مهم دلوز، بحث «ماده و صورت» است. او باور دارد جامعه (مردم) ماده نیستند که بتوان صورت را از بیرون به آنها تحمیل کرد و به شکل دلخواه درآورد. در بستر جامعه، جریانی از توان‌ها و نیروهای همگرا و متضاد وجود دارد که در ستیز و همنشینی بین آنها صورت جامعه شکل می‌بندد. یکی از بحث‌های مهم دلوز، بحث «ماده و صورت» است. او باور دارد جامعه (مردم) ماده نیستند که بتوان صورت را از بیرون به آنها تحمیل کرد و به شکل دلخواه درآورد. در بستر جامعه، جریانی از توان‌ها و نیروهای همگرا و متضاد وجود دارد که در ستیز و همنشینی بین آنها صورت جامعه شکل می‌بندد. این نکته در هنر نیز صادق است. در اثر هنری نیز نیروی بالقوه‌ای وجود دارد که از درون برانگیخته شده و صورت (فرم) خود را پدید می‌آورد. از همین‌رو است که ادبیات و هنر ایدئولوژیک نتوانسته در طول زمان اثرگذاری و ماندگاری داشته باشد. سابقه این رویکرد به هنر و جامعه بیش از هر کشوری به اتحاد جماهیر شوروی بازمی‌گردد که درباره آن ناگفته چندانی باقی نمانده است، اما جالب است کشوری که بر اساس فلسفه «‌ماده‌گرایی» محقق شده بود، به این بینش عمیق و درون‌ماندگار دلوز دست پیدا نکرده بود که به مردم، جامعه و هنر نمی‌توان از بیرون صورت بخشید. نمونه درخشان این دو دیدگاه در مقایسه رمان‌های الکساندر فادایف و فئودور داستایوفسکی آشکار می‌شود. از این‌رو در کشوری که در دامن خود رمان‌نویسان برجسته‌ای همچون تولستوی، داستایوفسکی و ایوان تورگنیف را پرورانده بود، نویسندگانی در این قد و قامت هرگز به خود ندید، با اینکه تبلیغات گسترده‌ای برای چهره‌های فرهنگی و نویسندگان خود در ایام زمامداری لنین و استالین به راه انداخته‌اند. در ایران نیز برخی باور دارند نه‌تنها می‌توان به جامعه صورت بخشید، بلکه می‌توان به جامعه محتوای دلخواه را نیز تزریق کرد. این ‌باور تا زمانی که در سطح نظر باقی بماند، جای هیچ نگرانی ندارد، نگرانی از آن‌جایی آغاز می‌شود که این ایده قرار است به هر قیمتی محقق شود، یعنی جامعه و مردمی ساخته شود که مطلوب جماعتی‌اند.