خطا در بارگذاری تصویر
امروز ۲۵ تیر ماه سالروز تولد داود رشیدی بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون است که اگر میبود، ۹۳ ساله میشد. احترام برومند هنرمند تئاتر و همسر داود رشیدی از خاطره آشنایی و ازدواجش در سال ۱۳۴۷ با این هنرمند اینگونه روایت کرده است: «مسعود بهنود که هم با برادرم و هم با یکی از دوستانم به اسم فرزانه دوست بود، انگیزه‌ی این آشنایی را فراهم ساخت. از من دعوت کردند به کافه‌ای در خیابان مفتح (روزولت سابق) بروم. هنگامی‌که وارد شدم از دور آقایی را دیدم که کنار مسعود و فرزانه نشسته است. موهای مجعد فرفری داشت و کت تنش بود. معرفی‌اش کردند و گفتند ایشان آقای داوود رشیدی از کارگردانان و بازیگران تئاتر و تلویزیون هستند.» این هنرمند در ادامه گفتگویش در کتاب احترام برومند در گفتگو با آریان رضایی در پاسخ به اینکه ایشان ( داود رشیدی ) را پیش‌تر در تلویزیون و پخش زنده‌ی تئاترها دیده بودید؟ گفت: « بله، شناختم‌شان. آن‌جا با هم کمی صحبت کردیم و سپس همه رفتیم. چند روز پس از آن گفتند آقای رشیدی برای شام دعوت کرده‌اند. بنابراین دوباره دور هم جمع شدیم. به هنگام برگشت آقای رشیدی با ماشین خودشان من را تا خانه‌ی برادرم رساندند. وقتی رسیدیم، داوود از ماشین پیاده شد و تا داخل بن‌بستی که خانه‌ی برادرم آن‌جا بود من را همراهی کرد. کلید را از من گرفت و در را باز کرد. منتظر ایستاد تا من وارد خانه شدم و پس از آن خداحافظی کرد و رفت. این کارش برایم دلنشین بود چون تا پیش از آن چنین رفتاری از مردهای ایرانی ندیده بودم. دوباره چند روز پس از آن داوود خودش تماس گرفت و این‌بار برای ناهار به منزلشان در خیابان نیاوران دعوتم کرد. جایی در نزدیکی همان مدرسه‌ی کودکان استثنایی که آن‌جا کار می‌کردم. چند مهمان دیگر هم داشت. با مادرش زندگی می‌کرد. می‌دانستم پیش‌تر هم ازدواج کرده و از همسرش جدا شده است. و پسری شش ساله به اسم فرهاد دارد و بسیار هم به او وابسته است. خلاصه آن روز دکتر غلامحسین ساعدی و محمد علی جعفری هم آن‌جا بودند. دیدن محمد علی جعفری برایم خیلی جالب بود چون هنرپیشه‌ی مطرح آن دوران بود و سال‌ها قبل او را در تئاتر دیده بودم. و کم کم فهمیدم این جلسه با ساعدی و جعفری برای اجرای نمایش پرواربندان است. دیرتر داوود پرواربندان نوشته‌ی غلامحسین ساعدی را در تئاتر سنگلج (۲۵ شهریور سابق) به صحنه برد...»