برای بخش بزرگی از دو دهه گذشته، ادبیات سیاسی و استراتژیک حاکم بر خاورمیانه حول دالهای مرکزی چون «بازدارندگی، تحریم، جنگهای نیابتی، بحرانهای امنیتی و موازنه وحشت» شکل گرفته بود. در این اتمسفر فرساینده، موفقیت یا شکست دولتها صرفاً با خطکشهای نظامی، عمق استراتژیک سخت و توانمندیهای تسلیحاتی سنجیده میشد. در واقع، معماری منطقه بر پایه یک «نظم امنیتی خالص» استوار بود که در آن اقتصاد، متغیری وابسته و در خدمت ماشین جنگی یا تابآوری در برابر تحریم بود. با این حال زلزلههای ژئوپلیتیک سالهای اخیر نشان میدهد نظم جهانی و به تبع آن، شطرنج استراتژیک خاورمیانه، در حال عبور از عصر «بازدارندگی سخت» به دوران «رقابت ژئواکونومیک» است. رحمت‌الله دریجانی