پادکست اخبار دیروز 22 تیر 1405
شرق

خطا در بارگذاری تصویر

معمای اخلاقی کمک به فقرا در ایران امروز
معمای اخلاقی کمک به فقرا در ایران امروز

فقر یکی از پدیده‌های پایدار و فراگیر در تاریخ بشر است که در همه جوامع وجود داشته و همچنان وجود دارد. اگرچه علل متعددی برای آن برشمرده‌اند، اما مهم‌ترین عامل در سطح کلان، رویکردها، اولویت‌ها، ساختار سیاسی و سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و توزیعی دولت هاست. فقر یکی از پدیده‌های پایدار و فراگیر در تاریخ بشر است که در همه جوامع وجود داشته و همچنان وجود دارد. اگرچه علل متعددی برای آن برشمرده‌اند، اما مهم‌ترین عامل در سطح کلان، رویکردها، اولویت‌ها، ساختار سیاسی و سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و توزیعی دولت هاست. بر اساس آمارهای رسمی، در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۵ درصد از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می‌کردند. به نقل از رئیس سازمان بهزیستی کشور، این نسبت در سال ۱۳۹۷ به ۲۰ درصد، در سال ۱۳۹۸ به ۳۰ درصد و در سال ۱۴۰۳ به مرز ۴۰ درصد رسیده است؛ به‌طوری که حدود ۳۵ میلیون نفر زیر خط فقر قرار گرفته‌اند و نزدیک به چهار میلیون نفر نیز در وضعیت فقر شدید به سر می‌برند. به اعتقاد او، با تداوم روند کنونی، احتمالا جمعیت زیر خط فقر در سال ۱۴۰۴ به ۵۰ درصد افزایش یافته است (روزنامه دنیای اقتصاد، ۲۲ دی ۱۴۰۴). این به آن معناست که از هر دو ایرانی، یک نفر در زیر خط فقر زندگی می‌کند. با توجه به رشد مستمر تورم و بیکاری، احتمالا این رقم در سال ۱۴۰۵ افزایش بیشتری خواهد یافت. طبیعی است عامل مسلط این بحران، رویکرد کلی در مدیریت اقتصاد، سیاست‌های اتخاذشده در حوزه بودجه، یارانه‌ها و تولید و نیز تشدید تحریم‌های خارجی بوده است. علاوه بر عوامل ساختاری، دو جنگ تحمیلی 12روزه و جنگ رمضان در سال ۱۴۰۴ بر گستره و شدت فقر افزوده‌اند و اکنون نیز کشور درگیر جنگی دیگر با پیامدهای اقتصادی سنگین است. اینکه این روند تا چه اندازه اجتناب‌ناپذیر بوده و آیا می‌توان با تدابیر جایگزین از شدت آن کاست، خود بحثی مستقل می‌طلبد، اما پرسش اساسی و فوری این است: در چنین شرایط جنگی‌ای و با توجه به توان مالی محدود دولت برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، چه راهکارهایی در دسترس است؟ در این میان، برخی صاحب‌نظران معتقدند چون عامل اصلی فقر، سیاست‌های نادرست بوده است، هرگونه کمک‌های مردمی و مؤسسات خیریه به طبقات پایین، عملا به تداوم این سیاست‌ها دامن می‌زند و دولت را از مسئولیت‌پذیری در قبال پیامدهای رفتار خود بازمی‌دارد. از این دیدگاه، پیشنهاد می‌شود این نهادها و افراد خیر، به‌طور موقت از کمک به فقرا خودداری کنند تا فقرا ناگزیر به درخواست جمعی برآمده و از این طریق‌ به دولت فشار بیاورند برای اصلاح رویه‌هایش اقدام کند. این استدلال اما از چند رو سست و نادرست به نظر می‌رسد: نخست، فقر فی‌نفسه و بدون سازماندهی و آگاهی، به شورش سیاسی منجر نمی‌شود، بلکه تنگدستی مزمن، افراد را به آسیب‌های اجتماعی همچون دزدی، اعتیاد و خشونت‌های خانوادگی مبتلا می‌کند و فقدان آموزش و دسترسی به اطلاعات، توانایی آنان را برای احقاق حقوق مدنی و سیاسی خود به‌شدت تضعیف می‌کند.