خطا در بارگذاری تصویر
با توجه به بازنشر نسخه جدید راهنمای اقتصاد رفتاری و تأکید ویژه آن بر مفهوم انسان تجربهمند، نقش زیسته و فرایندهای عاطفی در تصمیمگیری و اهمیت طراحی محیطی مبتنی بر قدرت و اعتماد، این نوشتار کوشیده با نگاهی کلنگر و با بهرهگیری از مطالعات موردی مندرج در راهنما، تحلیلی کارشناسانه از پدیده تورم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ارائه دهد. با توجه به بازنشر نسخه جدید راهنمای اقتصاد رفتاری و تأکید ویژه آن بر مفهوم انسان تجربه‌مند، نقش زیسته و فرایندهای عاطفی در تصمیم‌گیری‌ و اهمیت طراحی محیطی مبتنی بر قدرت و اعتماد،‌ این نوشتار کوشیده‌‌ ‌با نگاهی کل‌نگر و با بهره‌گیری از مطالعات موردی مندرج در راهنما، تحلیلی کارشناسانه از پدیده تورم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ارائه دهد. آمارها نشان می‌دهد‌ در سال ۲۰۲۶، نرخ تورم در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه به‌طور میانگین حدود ۵.۵ درصد پیش‌بینی می‌شود، اما در برخی کشورها مانند ونزوئلا و آرژانتین این رقم همچنان سه‌رقمی است و در ایران نیز بر ‌اساس آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول در آوریل ۲۰۲۶، نرخ تورم سالانه به ۵۰ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، صرفا نمی‌توان به شاخص‌های کمّی بسنده کرد، بلکه باید قواعد بازی رفتاری و تجربیاتی را شناخت که واکنش‌های روزمره میلیون‌ها انسان را شکل می‌دهند. اولریک مالمندیر در مقدمه‌ نشان می‌دهد که تجربه شخصی از دوره‌های تورمی شدید، حتی در میان متخصصان مجهز به بهترین داده‌ها مانند اعضای فدرال‌رزرو، برای دهه‌ها اثری ماندگار بر انتظارات و تصمیمات مالی می‌گذارد. بدین‌سان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که تورم مزمن را تجربه کرده‌اند (نسلی که دهه‌ها تورم بالا را زیسته)، اکنون به‌عنوان زخم‌خورده تورم (inflation‑scarred)، نشانه‌ای از افزایش نقدینگی را بی‌درنگ به معنای جهش قریب‌الوقوع قیمت‌ها تعبیر می‌کنند. بانک بین‌المللی توسعه در پژوهشی درباره آمریکای لاتین در سال 2026، نشان می‌دهد نسلی که تورم‌های شدید دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ را تجربه کرده، حتی در دوره‌های ثبات نسبی قیمت‌ها نیز انتظارات تورمی بالاتری دارد و این پدیده به تصمیمات مصرف، پس‌انداز و چانه‌زنی دستمزدها نفوذ می‌کند. این انتظار خودشکوفا موجب رفتارهایی می‌شود که تورم را تشدید می‌کنند؛ از قبیل‌ هجوم به بازار طلا و مسکن (تبدیل فوری پول رایج کشور به کالاهای بادوام)‌ و خروج پس‌انداز از بانک‌ها. مالمندیر با اشاره به مکانیسم‌های عصبی مانند تقویت درازمدت سیناپسی و حباب هیجانی توضیح می‌دهد که چنین تجربیاتی ساختار فیزیکی مغز را تغییر می‌دهد و با صرف اطلاعات یا آموزش‌ قابل خنثی‌سازی نیست. از این‌رو، هر سیاست تثبیت اقتصادی در این کشورها‌ باید ابتدا این واقعیت را بپذیرد که مردم زخم‌خورده تورم شده‌اند و تصمیماتشان واکنشی به خاطرات زیسته است، نه صرفا به داده‌های لحظه‌ای. بنابراین، مقصر دانستن گران‌فروش‌های طماع و تلاش برای مهار قیمت‌ها از طریق بازداشت و مجازات، ریشه در تحلیل نادرست از علل تورم دارد؛ به‌ویژه آنکه تجربه نیم‌قرن گذشته در کشورهایی با تورم مزمن نشان داده این رویکردهای پلیسی و قهری نتوانسته از تکرار شوک‌های بعدی جلوگیری کند. این الگو در بازار مسکن و خودرو نیز بازتاب پررنگی دارد. در مقاله پل‌زدن میان پس‌انداز و درآمد در بازنشستگی، با الهام از اثر مالکیت، نشان داده می‌شود که افراد برای دارایی‌ای که آن را مال خود می‌دانند، ارزش بیشتری قائل می‌شوند. در کشورهای دارای تورم مزمن، دهه‌ها تورم باعث شده که خانه و خودرو از کالای مصرفی به «ذخیره ارزش هویتی» تبدیل شوند و مالکان، حس مالکیت چنان قوی‌ای پیدا کرده‌اند که قیمت‌های پیشنهادی آنها اغلب بالاتر از نرخ تعادلی بازار است و این پدیده حجم معاملات را کاهش می‌دهد. تجربه میدانی پژوهشگران مقاله یاد‌شده نشان می‌دهد که چارچوب‌سازی بر ‌اساس مالکیت (شما این مزیت را دارید)، می‌تواند نرخ پذیرش یک ابزار مالی را دو برابر کند. در این جوامع نیز به‌‌جای تلاش مستقیم برای کاهش قیمت با اهرم‌های پلیسی، می‌توان با ایجاد ابزارهای مالی جدید مانند صندوق‌های املاک و مستغلات (REITs) که مالکیت را به «مالکیت جریان بازده» تغییر می‌دهد، از شدت اثر مالکیت کاست. چالش دیگر، تمکین مالیاتی و اقتصاد زیرزمینی است. یوهان بیرکلوند در مقاله «مشارکت همگانی؛ رویکردی تمام-جامعه به تمکین مالیاتی»، چارچوب قدرت و اعتماد (power‑trust matrix) را معرفی می‌کند. او بر ‌اساس این چارچوب، معتقد است بالاترین تمکین مالیاتی‌ زمانی رخ می‌دهد که شهروندان هم قدرت دولت را در کشف تخلفات باور داشته باشند و هم به عدالت رویه‌ای و مشروعیت آن اعتماد کنند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، اعتماد به‌شدت آسیب دیده و مردم مشاهده می‌کنند که مالیات‌ها صرف طرح‌های غیرشفاف می‌شود و فساد سیستمی بازدارندگی جریمه‌ها را کاهش داده است.