خطا در بارگذاری تصویر
هوا دارد تاریک میشود. من و خانم خطیبی دنبال خانوادهای در کوچههای پر از پله میگردیم که سه دختر و یک پسر دارند، همگی علاقهمند، مستعد و مشتاق درسخواندن. اصغر ایزدی‌جیران-مردم‌شناس: هوا دارد تاریک می‌شود. من و خانم خطیبی دنبال خانواده‌ای در کوچه‌های پر از پله می‌گردیم که سه دختر و یک پسر دارند، همگی علاقه‌مند، مستعد و مشتاق درس‌خواندن. عصرها کوچه‌های محل شلوغ‌تر می‌شود. زن‌هایی که جلوی در خانه‌ها پاتوق کرده‌اند، «غیبت-صحبت» را قطع کرده و به ما زُل می‌زنند. تار‌عنکبوتی از آشنایی عمیق در فضای اجتماعی اینجا جریان دارد که هر تازه‌واردی در شبکه‌های درهم‌تنیده آن گیر می‌افتد و معذب می‌شود. ما در ارتفاعات این محل در جمع صمیمی این خانواده گسترده نشسته‌ایم، در حالی که «کولر خدا» کار می‌کند و هوای خنک را برای تپه‌نشین‌ها می‌گرداند. درس محور اصلی صحبت ماست. معلم در کلاس به تحقیر به دانش‌آموزان دختر گفته بود: «محله‌تون چیه که خودتون چی بشید؟».