خطا در بارگذاری تصویر
ما ساعتهای زیادی از عمرمان را میان دیوارها، پنجرهها، راهروها و اتاقها میگذرانیم، اما کمتر از خود میپرسیم که این فضاها چه اثری بر حال ما میگذارند. آیا خانهای تاریک و بیروح میتواند بر احساس خستگی و بیحوصلگی ما بیفزاید؟ آیا مدرسهای که نور، طبیعت و فضای تعامل ندارد، میتواند بر یادگیری کودکان اثر بگذارد؟ ما ساعت‌های زیادی از عمرمان را میان دیوارها، پنجره‌ها، راهروها و اتاق‌ها می‌گذرانیم، اما کمتر از خود می‌پرسیم که این فضاها چه اثری بر حال ما می‌گذارند. آیا خانه‌ای تاریک و بی‌روح می‌تواند بر احساس خستگی و بی‌حوصلگی ما بیفزاید؟ آیا مدرسه‌ای که نور، طبیعت و فضای تعامل ندارد، می‌تواند بر یادگیری کودکان اثر بگذارد؟ آیا بیمارستانی که فقط برای درمان جسم طراحی شده، می‌تواند اضطراب بیمار را بیشتر کند؟ کتاب تازه «معماری شاد» با طرح همین پرسش‌ها، معماری را از قالب یک دانش صرفا فنی بیرون می‌آورد و آن را به موضوعی انسانی، روان‌شناختی و اجتماعی تبدیل می‌کند. معماری همیشه درباره ساختن بوده است؛ ساختن خانه، شهر، بنا و فضا. اما در سال‌های اخیر، پرسشی مهم در میان معماران و پژوهشگران شکل گرفته است که آیا ساختمان‌ها فقط باید نیازهای فیزیکی انسان را پاسخ دهند یا باید برای کیفیت زندگی، آرامش ذهن و احساس شادی او نیز برنامه داشته باشند؟