انتقادات و پیشنهادات شما

نظرت رو بگو تا درستون مطابق سلیقه شما ساخته بشه ✨

شرق

خطا در بارگذاری تصویر

دام «هم جنگ، هم صلح»
دام «هم جنگ، هم صلح»

پس از جنگ 12روزه و جنگ رمضان، مناسبات ایران و آمریکا دچار تغییری گسترده شد. آمریکا دریافت که نمی‌توان ایران را در چارچوب الگوهایی دید که پیش‌تر در آنها مداخله کرده بود؛ برای ایران نیز این تجربه روشن کرد که ابزارهای لازم برای جلوگیری از تحمیل، پاسخ‌گویی و ایجاد قدرت چانه‌زنی را در اختیار دارد. با این‌ حال مسئله اصلی همچنان باقی است: آیا این قدرت می‌تواند به توافقی پایدار و به دستاوردی سیاسی تبدیل شود؟ بنابراین این رابطه دیگر در چارچوب قدیمی «نه جنگ، نه صلح» توضیح‌دادنی نیست. پس از جنگ 12روزه و جنگ رمضان، مناسبات ایران و آمریکا دچار تغییری گسترده شد. آمریکا دریافت که نمی‌توان ایران را در چارچوب الگوهایی دید که پیش‌تر در آنها مداخله کرده بود؛ برای ایران نیز این تجربه روشن کرد که ابزارهای لازم برای جلوگیری از تحمیل، پاسخ‌گویی و ایجاد قدرت چانه‌زنی را در اختیار دارد. با این‌ حال مسئله اصلی همچنان باقی است: آیا این قدرت می‌تواند به توافقی پایدار و به دستاوردی سیاسی تبدیل شود؟ بنابراین این رابطه دیگر در چارچوب قدیمی «نه جنگ، نه صلح» توضیح‌دادنی نیست. آن وضعیت بر بازدارندگی، تهدید و پرهیز دو طرف از ورود به جنگ مستقیم استوار بود؛ اما اکنون جنگ از سطح احتمال عبور کرده و به تجربه‌ای تکرارشونده تبدیل شده است. مذاکره ادامه دارد، اما هم‌زمان حمله نیز رخ می‌دهد؛ آتش‌بس برقرار می‌شود، اما هیچ سازوکار مطمئنی برای جلوگیری از شکستن آن وجود ندارد؛ خاک ایران هدف قرار می‌گیرد و ایران نیز پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار می‌دهد. در نتیجه، رابطه تهران و واشنگتن از «نه جنگ، نه صلح» به وضعیتی رسیده که می‌توان آن را «هم جنگ، هم صلح» نامید. این عبارت را نخستین‌بار از دکتر علی عرب‌مازار شنیدم؛ وضعیتی که در آن نه منازعه پایان یافته، نه مسیر سیاسی به نتیجه رسیده و نه هیچ‌یک از طرفین توانسته‌اند قواعدی پایدار برای مهار خشونت بسازند. مسئله ایران اکنون، فراتر از یافتن سازوکارهای توقف جنگ، این است که آیا می‌تواند از این تعلیق پرهزینه خارج شود یا قرار است مذاکره و حمله، به‌ طور هم‌زمان، به شکل دائمی رابطه با آمریکا تبدیل شود. برای پاسخ به این پرسش، می‌توان به تجربه روابط کشورهای منطقه با اسرائیل، مهم‌ترین متحد آمریکا در خاورمیانه، نگاه کرد. البته مسئله ایران و آمریکا با منازعه اعراب و اسرائیل یکسان نیست؛ اما در هر دو، یک پرسش مشترک وجود دارد: وقتی منازعه حل نمی‌شود، جنگ نیز پایان قطعی پیدا نمی‌کند و طرف‌ها برای مدتی طولانی میان بازدارندگی، مذاکره و درگیری معلق می‌مانند، زمان به سود چه کسی کار می‌کند؟ تجربه کشورهای عربی نشان می‌دهد که ماندن طولانی‌مدت در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» الزاما به حفظ تعادل منجر نمی‌شود؛ گاهی این وضعیت فقط جنگ را به تعویق می‌اندازد و گاهی نیز به‌تدریج موازنه قدرت را به سود طرف برخوردار از توان نظامی، فناوری، سرمایه و ائتلاف‌های گسترده‌تر تغییر می‌دهد.