سوسیال دموکراسی مدعی است میتوان با حفظ سازوکارهای دموکراتیک و بخشی از نظام بازار، به اهداف برابریخواهانه و عدالت اجتماعی دست یافت. پرسش محوری این نوشتار آن است که آیا سوسیالدموکراسی، در چارچوب تحلیلی مبتنی بر حق مالکیت، واجد انسجام نظری مستقلی است یا صرفاً شکلی تعدیلشده از همان منطق سوسیالیستی با پیامدهای مشابه، اما با سازوکاری متفاوت؟