انتقادات و پیشنهادات شما

نظرت رو بگو تا درستون مطابق سلیقه شما ساخته بشه ✨

شرق

خطا در بارگذاری تصویر

غم‌نامه ارواح تشنه
غم‌نامه ارواح تشنه

محمدعلی سپانلو در آغاز کتاب «چهار شاعر آزادی» به نقل از مجاهدی پیر، از بازمانده‌های پیکارهای تبریز، نوشته که شعری از عارف با مطلع «پیام دوشم از پیر می‌فروش آمد/ بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد» را رهبری قیام تکثیر کرده و در سنگرهای تبریز در اختیار مجاهدان ضداستبداد قرار می‌دادند تا بخوانند و روحیه پیدا کنند. عارف حدودا پانزده سال در اغلب رخدادهای سیاسی مهم فعالانه حضور داشت و در تقابل با مرتجعان ضد‌مشروطه، به‌عنوان صدای انقلابیون و شاعر رسمی مشروطیت درآمده بود. پیام  حیدرقزوینی:  محمدعلی سپانلو در آغاز کتاب «چهار شاعر آزادی» به نقل از مجاهدی پیر، از بازمانده‌های پیکارهای تبریز، نوشته که شعری از عارف با مطلع «پیام دوشم از پیر می‌فروش آمد/ بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد» را رهبری قیام تکثیر کرده و در سنگرهای تبریز در اختیار مجاهدان ضداستبداد قرار می‌دادند تا بخوانند و روحیه پیدا کنند. عارف حدودا پانزده سال در اغلب رخدادهای سیاسی مهم فعالانه حضور داشت و در تقابل با مرتجعان ضد‌مشروطه، به‌عنوان صدای انقلابیون و شاعر رسمی مشروطیت درآمده بود. او در کمیته دفاع ملی و در مهاجرت دولت موقت به استانبول همراه بود. در تبلیغات اتحاد دولت‌های اسلامی به رهبری عثمانی شرکت کرد. در مبارزه علیه قرارداد 1919 و در کمک به قیام کلنل پسیان در خراسان و بعد در مبارزه تغییر رژیم نقشی مهم داشت. سپانلو در بررسی فعالیت‌های سیاسی عارف می‌گوید نکته مهم این است که او هرگاه دریافت فریب خورده یا اشتباه کرده است، با شهامت تغییر موضع داد و تا آخر عمر سازش‌ناپذیر باقی ماند. او معتقد است‌ شناخت عارف، بیش از هر چیز، برای شناخت تاریخ روحی انقلاب مشروطه مفید است. سپانلو دیوان عارف را آینه روح او می‌داند؛ بازتاب‌های جانی که عمل شعر را در زندگی یافته‌ و شعرش گزارش روشن عمل او است: «یک وسیله. اما اینجا غمنامه اروح تشنه‌ای نهفته است، غمنامه روشنفکران یک انقلاب اجتماعی که عصرشان از دیدگاه ایدئولوژیک مجهز نیست، و آنان در پیشاپیش مردم به شناخت و ارزش‌گذاری مجدد معیارها و اندیشه‌ها اقدام می‌کنند. از این قرار زندگی عارف خود یک پدیده ملی است. روزگار عارف، روزگار شک دائمی در ارزش‌های کهن، انتخاب دائم معیارها و سرنگونی دائم معیارها بود، همه چیز می‌بایست از نو تعریف می‌شد و برای این تعریف حتی الفبایی در تاریخ کشور وجود نداشت؛ اما ملت از شاعرش توقع‌ها داشت، و شاعر همه خون و عصب خود را در یک شهود مرگ‌آور به کار می‌گماشت تا در فاصله‌ای کوتاه، فاصله یک عمر، که آن هم در مقایسه با دیگران کوتاه بود، در حد امکان معیارها را بیابد و تعریف‌ها را برای توده‌ها فراهم کند».