همه چیز با یک تصویر تکاندهنده آغاز میشود: بیایانی از یخ، سرمایی استخوانسوز و یک پرنده کوچک که راهش را از قبیله جدا کرده است. این پنگوئن نه گم شده و نه به دنبال غذاست؛ او آگاهانه پشت به امنیت کلنی کرده و رو به کوهستانهای دوردست و مرگ حتمی قدم برمیدارد. این صحنه نه سکانسی از یک انیمیشن کودکانه، بلکه برشی واقعی و تلخ از طبیعت است که حالا به نمادی عجیب برای وضعیت روحی انسان مدرن تبدیل شده است.