یادداشتهای اسدالله علم: به من فرمودند: میبینی اقبال برای اینکه خودش هم عکسی بیندازد و نخودی به آش بیندازد، می. خواهد کار قرارداد را دو هفته تأخیر بیندازد که یک عده بیایند این قرارداد را امضاء کنند و حال آن که اصلاً این کار لازم نیست. [وان ریون]Van Reven میرود [قرارداد را]به امضاء رؤسای شرکتهای مختلف میرساند. بعد هم که آخر من... [توشیح]میکنم؛ و از این خودخواهی شکایت داشتند. قدری راجع به والاحضرت شاهدخت شهناز عرض کردم قدری شاهنشاه ملایمتر نسبت به ایشان شدهاند. خوشحال شدم. حالا شاهزاده خانم میخواهند در فارس زراعت کنند.